گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت شصت و یک :
روز تولد نازنین از راه رسید، سالگرد مرگ کتایون هم؛ هفدهم دیماه پارسال کجا، هفدهم دیماه امسال کجا!
صامت، تولد پارسال نازنین را موبهمو به یاد داشت؛ نشسته بود روی پله مقابل در باز ورودی خانه و از زیر درهمپیچیدگی موهایش که پخش بر پیشانیاش بودند، نگاهش را پشت سپرِ تیغِ ابروانش به نقطهای نامعلوم دوخته و شب قبل از تولد نازنین را مرور میکرد. سال پیش خنجر به او هدیه داد، امسال
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
1چرا شما اینقد قشنگ مینویسین که من دل نمیکنم از خوندن همه کارام مونده ولی نمیتونم این قلم زیبا رو رها کنم اینحاست که باید بگی دستات طلان جوهرش اب طلا بوس به دستای قشنگت😘🌱🙏
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
عزیزدل منی تو😭🤍
۳ ماه پیشبرکه
1نمیدونم چرا احساسات رمانتیک و غمگین نوشاد و فرانک بیشتر ب جونم میشینه
۴ ماه پیشمینا
0خیلی ناراحت کننده هست کلش یکی بهشون کمک کنه از این اوضاع دربیان
۴ ماه پیشنسترن
2نوشاد به فکر این نیست که ترک کنه و همش دنبال فرانکه اگه فرانکو واقعا دوست داره باید ترک کنه. قلمت مانا عزیزم.
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
درسته، باید یه تکونی به خودش بده
۴ ماه پیشعاطی
0نوشاد ترک کن..داداشی کیسان شو..دختر برای تو زیاده😁😎 فرانک ،سایدا،دختر اصغر آقا،ژاله دختر حبیبیه خانم،دختر همسایه سروناز خیلیا هستن که تورو بخوان. تو فقط ترک کن تو پسر کتایون و فاتح بختیاری...حیفِ..مرد مردانی ..خان خانایی...ترک کن..چون تهوع آید تحول آید🙂
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
فقط لیست خیالی خاطرخواهاش😂
۴ ماه پیشmacani
0نوشاد داش تو ترک کن من هیپنوتیزمت میکن تا فرانکو فراموش کنی بعدم ک خودم مختو میزنم بخدا ک استعدادشو دارم #تو_فقط_ترک_کن😂🙂😆
۴ ماه پیشم م
0،🤣🤣🤣😆😆👌👌😂😂😂😂😂😂
۴ ماه پیش...
0خوبه که فرانک منطقی پیش میره نوشاد اگه واقعا فرانکو میخواد نمیتونه همبنجوری بدستش بیاره باید خودشو تغییر بده
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دقیقا، بالاخره باید خودشو واسش بسازه
۴ ماه پیشآرزو
1تنه صامت به فرانکم خورده...یعنی چی دل نوشادوشکوند...نوشاداگه سالم شه سردست که براش میشکنن انوخ فرانک دلشومیشکونه😒😒واقعاکه تولدنازنینه فک کنم سورپرایزامشبمون جشن که کیسان براش میگیره البته فک کنم دونفرس🤩🤩🤩
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره نوشاد اگه ترک کنه و سالم زندگی کنه واقعا با شخصیت ساده و احساسات شفافش خواستنی میشه
۴ ماه پیشساناز
1کاش فرانک و نوشاد مال هم بشن
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اینجور که پیداست آسون نیست
۴ ماه پیشنرگس
0دلم چقدر برای نوشاد سوخت...کاش سالم میشد اونوقت عاشقانه هاش بافرانک دیدنیه🥹🥹🥹 قلمت خیلی زیباست ممنون از پارتای طولانیت بازم بزاااارر😁🙈
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
زوج کیوتی میشن😭✨
۴ ماه پیشپری مامان
0چقد قلمت زیباست مانا باشی گلم آفرین
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
ممنونم زیبا^^🤍
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
2نوشادم قشنگ حرف میزنه ها😔😂
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
یه نوشادم نداریم ازین حرفا بزنه😂
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0واقعا بعضیا هم از سر خوشی نمیرن معتاد بشن یا دزدی کنن،ندارن واقعا....ولی خب شاید نوشادم یه مهارتی یاد میگرفت مثل نازنین میتونست کسب درامد کنه
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره واقعا نوشاد از این دستهست، وقتی زندگی و شرایطش انقدر بده شخصیتشم یکم ضعیفه نمیتونه از راه درست پول دربیاره
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0یعنی این مادرا چقدر اعتماد به نفس دارن راجب پسراشون...از دست فریماه...کنجکاوم بدونم بفهمه پسرش خواسته چه غلطی کنه بازم اینجور میگه
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اگه فریماهه که باز میگه نازنین خودخواسته با صامت رفته
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الی
2ولی من زوج فرانک نوشاد خیلی می پسندم😭🛐